تبلیغات
کبوترم هوایی شدم... - آمدم زیارت،سجده شکرش راهم گذاشتم اما...
السَّـلامُ عَلیکَ یاعلیِّ بن موسیَ الرضّا

سلام امام رئوف ومهربونم
آقاجون این همه گفتم از بیقراری هام وگفتم
باید بیام حرم امروز صبح تو خواب دیدم
اومدم مشهد رسیدم جلوی در ورودی همونجایی
که باید بریم برای بازرسی هی میخواستم برم نرم
این پا واون پا میکردم تا اینکه وایسادم
خلوت بشه بعد از هونجایی که خادم ها رد شدن
ورفتن رفتم سجده (پیش خودم گفتم جاپای خادم ها میرم سجده)
پیشانیموگذاشتم رو زمین
گفتم شکراً لِلّله شکراً لِلّله شکراًلِلّله
اَلحَمدُلِللّه ربِّ العالمین
خدایاشکرت امدم مشهد...بغضم گرفته بود
که بیدار شدم...پشت همان ورودی
سجده را کردم وبیدار شدم...هنوز داخل نرفته بیدارشدم
وهمه وجودم پر از امید بود برای آمدن به مشهد
این بار یقین کردم که همین روزها می آیم پابوست
ببخشید،شرمنده اشتباه شدهمین روزها میطلبی که
بیایم به پابوست...اخر خودتان اذن دادید سجده
شکر پشت در ورودی بگذارم ان شالله اذن میدهید
همین روزها بیایم...
اقاجانم میدانم که دلتان نمی آید همانجا پشت در بمانم
سجده شکرش را خودتان خواستید بگذارم
منکه در خواب اختیاری نداشتم...
پیشاپیش سجده شکر گذاشته ام
یقین دارم که میطلبی آقا...همین روزها..



تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395 | 05:36 ب.ظ | نویسنده : زائرحرم | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.