امام رضای من...

               أَلسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ أَلمُرتَضٰی
                                
             سلام امام مهربـــــــــونم ...                      سلام آقای رئـــــــــوفم ...

دیگه داشتم از دلتنگی پشت خط تلفن وپشت صفحه ی شیشه ای مانیتور وپخش زنده

صحن انقلاب تلف میشدم باید لااقل دلتنگی هامو جایی برات بنویسم...اینجا مینویسم...

جایی که کسی مرا نمیشناسد تا اگر باز از دلتنگی هایم گفتم بگویند چه خبر است

تازه از مشهد برگشتی؟اقاجانم قسم میخورم آنها از دلِ تنگ من خبر ندارندوگرنه  

 اینگونه نمیگفتند....آنها خبر ندارند که من از حرمت برنگشته دلتنگ میشوم...    

آنها خبر ندارند که من وقتی در حرمت  مینشینم زار زار برای دلتنگی های قبل    

 ازآمدن وبعداز رفتن از حرمت اشک میریزم...من درحرمت که مینشینم                

دلم میگیرد برای بعد از برگشتنم دیگر خودتان حساب روزها وشب هایی             

 که کنارتان نیستم رابکنید..

البته امان از غروب هایی که دلم هوای صحن انقلابت را میکند...





ادامه مطلب
[ چهارشنبه 30 تیر 1395 ] [ 08:17 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

ولادت بانوی کریمه

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علیک یا فاطمه معصومه

آقا جان چه شور وشعفی دارم امشب ...شب ولادت خواهر دردانه تان

شب ولادت خواهر گدایی از برادر کردن صفا دارد آقا،من خوب میدانم دختر درتمام خانه ها عزیز دل بابا نور چشم مادر ودلگرمی برادر هست..شب ولادت خواهر از برادر عیدی خواستن صفادارد اقا

اقاجانم امشب همه عیدی میخوایم مولا...البته خوب میدانم شب ولادت کادو میدهند اما اقا یه گناهکار بی بضاعت چه دارد که بدهد؟؟؟ما روسیاه
ان چشممان به لطف شما اهل بیت هست


نتیجه تصویری برای عکس نوشته ولادت حضرت معصومه

پی نوشت:یاعلی بن موسی الرضاولادت خواهر عزیزودردانه تان را تبریک میگویم



ادامه مطلب
[ دوشنبه 2 مرداد 1396 ] [ 07:55 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

ولادت کریمه

[ دوشنبه 2 مرداد 1396 ] [ 07:54 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

همین الان یهویی

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا

سلام امام رضای رئوفم،آقاجان همین الان یهویی بدون مقدمه دلم برایتان تنگ شد...

شدید هوای حرم کرده ام اقا

خوبی این وبلاگ این هست که ذره ای ازدلتنگی ها وبیقراری های من دراینجا نوشته میشود

واین وبلاگ مجازی شاهد بیقراری های واقعی من هست...




ادامه مطلب
[ جمعه 23 تیر 1396 ] [ 01:53 ق.ظ ] [ زائرحرم ]

سحر ماه رمضان

چقدر سخت است آقا توی بالکن حیاط بنشینم چشمانم راببندم
به هوای نشستن در صحن انقلاب بیقرار شوم انقدر غرق رویاشوم 
فکر کنم هوای نسیم سحر حرم هست که صورتم رامینوازد
چشمانم راباز میکنم نه درحرم نیستم... 
بیقرارتر میشوم... قدم میزنم... اما درمان قلب بادکرده ام قدم زدن درحیاط نیست
البته چرا هست اما نه اینجا در حیاط حرم... صحن انقلاب... آقادلتنگی امانم رابریده.. 



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1 تیر 1396 ] [ 02:42 ق.ظ ] [ زائرحرم ]

پارسال کنار شما بودم...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی
آقای مهربانم سلام... 

پارسال این موقع ها کنار شمابودم... 

10روز اخر ماه رمضان... عید فطر... چقدر کنار شما سحرهای رمضان باصفاتربود

امسال بیقرارم... جسمم از شما دور وجانم هر صبح وشام در حرم... 

آقاجانم هر روز بیقرارم اما به این روزهایی که کنار شما بودم رسیدم بیقرارتر شدم
بغض تلخی گلویم رامیفشارد... عجیب دلتنگم آقا... 

کاش بعد ماه رمضان بطلبید این روسیاه را... 



ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 خرداد 1396 ] [ 12:08 ق.ظ ] [ زائرحرم ]

میدانم که میشود..

✿ پـنجـره ی فـولـاد ( دلنـوشته ای بـه امـام رضـا (ع) ) ✿

یا ثامن الحجج دل ما وا نمی شود
خیلی تلاش کرده ام اما نمی شود

هر جا که رفته ام و به هر کس که گفته ام
گفته به دست من گره ات وا نمی شود..

اصلاً به هر که رو زده ام گفته با تشر
هر جا که می روی برو! این جا نمی شود

نازم به شاعرت که چه زیبا سروده است!
وقتی دل شکسته مداوا نمی شود …

«دستت بزن به دامن سلطان که هر جواب
از او شنیده می شود الّا نمی شود »

حالا من شکسته دل خسته ی غریب
رو کرده ام به سوی تو آقا، نمی شود ؟

گفتم سلام حضرت مشکل گشا و بعد
اذن دخول خوانده ام آیا نمی شود

راهم دهی حرم؟ که به ناگه کسی ز غیب
تغییر داد قافیه ام را که می شود !

"داود رحیمی"



ادامه مطلب
[ سه شنبه 19 بهمن 1395 ] [ 07:33 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

میخواهم از کنارشما برنگردم...


✿ پـنجـره ی فـولـاد ( دلنـوشته ای بـه امـام رضـا (ع) ) ✿

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام


هر دلی آمد کنار تو از اینجا برنگشت
گرچه مجنون بود... اما سوی لیلا برنگشت

یک نفر میخواست با گنبد نظر بازی کند
جلد شد.. دیوانه شد.. دیوانه اما برنگشت

زائری که هیچ همراهی به جز اشکش نداشت
بعد از اینکه اشک ها را ریخت تنها برنگشت

در کنارت مثل یک ماهی درون آب بود
بی تو بودن را نفهمید آخرش تا برنگشت

صبح.. بیماری دخیل پنجره فولاد شد
تو شفا دادی.. ولی آخر سروپا برنگشت

دوستم را اولین باری که آوردم حرم
تا دم ِ برگشت با ما بود.. با ما برنگشت

راستی آقا همان آهو که ضامن بوده ایش
آخرش برگشت پیش مادرش یا برنگشت؟!



ادامه مطلب
[ یکشنبه 17 بهمن 1395 ] [ 11:25 ق.ظ ] [ زائرحرم ]

مشهدی شده ام

دراین‌زمانه‌‌که‌حاجی‌شدن‌کمی‌سخت‌است
به سُنَّتِ فقرایِ تو مشهدی شده ام

علیّ ِسومِ زهراست ضامنِ آهو
بر آن جمالِ علی گونه‌اش بگو یاهو

در این حریم که لیوان و آب بسیار است
به کاسه های طلایی علاقه‌ای دارم

خجالتم نمی‌آید که اعتراف کنم
در این حرم به گدایی علاقه‌ای دارم

نصیب ما بنما ای که سر به سر نوری
شبی دعای کمیلی به صحن جمهوری

چه حلقه‌ها که زدم یارضا تو را بر در
ز روزِ کودکی‌ام بودم عاشقت آخر

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ..



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 بهمن 1395 ] [ 03:09 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

فراق سرآمد وبوی وصال می آید

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

سلام مولای رئوف من،سلام بر شما ای فرزند فاطمه
آقاجان نمیدانم کلمات را چگونه کنار هم بچینم تا گوشه ای از شوق وصالم را بتواند بیان کند...
اقاجانم بعد از6ماه بیقراری وبی تابی باز دارم می آیم حرمت...
باز من روسیاه شرمنده را طلبیدی..
ممنونم اقا که نگاه به گناهم نمیکنی وبه بیقراری دلم نظر لطف داری..مممنونم که طلبیدی..نمیدانم  این هشت شب چگونه برمن خواهد گذشت تا برسم حرم...عجب تصادف قشنگی همین الان که نوشتم فهمیدم هشت شب باید انتظار بکشم برای دیدار امام هشتمم...دیگر دلم طاقت نمی اورد کاش ثانیه ها ودقیقه ها وساعت ها دستن به دست هم بدهند این هشت شب زودتر بگذرد...

پ ن:دعاگوی همه ی دوستان عزیزم درفضای مجازی خواهم بود



ادامه مطلب
[ سه شنبه 12 بهمن 1395 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

بودنت آرامم میکند

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
سلام مولای من..سلام امام رضای رئوفم
آقاجانم من تابستون تو حرم شما چیزی
گفتم وبرگشتم ومنتظرنشستم ومیدونم
که شما بی نهایت مهربانی،آقاجانم
این روزها حتما خبر داری که چه شده است
نه به کسی میگویم دلم گرفته نه کسی خبر
دارد که درون دلم چه میگذرد...آقاجان
من دیگه بلد نیستم ،هیچ کاری ام دیگه از
دستم نمیاد،خوب وبد وصلاح وغیر صلاح
را هم نمیدانم ...سپردمش به شما
میرم درس بخونم تا بعدامتحانات برگشتم
اینجا بنویسم :امام رضا این را هم درستش کرد...
همینکه شما هستی وپناه می آورم به شما آرامم میکند.
حرم امام خوبی ها امام رضا ع



ادامه مطلب
[ شنبه 4 دی 1395 ] [ 08:54 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

بی هوا دلتنگ شدم...

نمیدانم دل باید با دلیل بگیرد یا بی دلیل
امشب دلم شدید گرفته آقا ...بی هوا هوایت راکردم
هرموقع دلتنگ شما میشوم دیگر هوای شهر برایم
نفس گیر میشود...انگار که اکسیژن کم دارد...
آقاجان شهرمان عجیب سرد شده است
درون اتاق ژاکت تنم کرده ام وبه حیاط پر از برف تماشامیکنم
ناخوداگاه یادپارسال بهمن ماه افتادم که نصفه شب
درون یکی ازکوچه های مشهداز سرما به خودم پیچیده بودم
وباداداش راهی حرم بودیم در راه گنجشک کوچکی را دیدیم
که از سرما یخ زده بود وکنار دیوار جان داده بود
داداش نگاهی به من انداخت وگفت:سوار ماشین بشویم؟
گفتم نه خیلی حال میده توسرما اونم ساعت2نیمه شب
قدم بزنی سمت حرم...
آقاجانم ساعت1نصفه شب هست هوای بیرون سردو
هوای فاصله سردتر...حرم از من دور است
میترسم مانند آن گنجشک کوچک این سردی فاصله
مرا از پای درآورد...دیگر طاقت ماندنم تمام شده
امام رضای رئوفم نمیخواهی برای حال دلم کاری بکنی؟

عکس حرم امام رضا علیه السلام



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 2 دی 1395 ] [ 01:28 ق.ظ ] [ زائرحرم ]

شب شهادت...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضا المَرُتَضی اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقیِّ وَ حُجَتِكَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ و َمَن تَحت الثَّری اَلصِدّیقِ الشَّهیدِ صَلاةً كَثیرَةً تآمَّةً زاكِیَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَة كَاَفضَلِ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اولیائِكَ.


سلام امام رئوفم شب شهادتت بیشتر
از همیشه دلتنگت شدم...دلم خیلی گرفته
هنوز از گریه کردن سیر نشدم دلم میخواد
 یه گوشه بشینم وتا صبح اشک بریزم...فقط دلم
برای شما بسی تنگ است...کاش حرم بودم
کاش امشب حرم بودم وتا صبح اشک میریختم
بغض هایم گلویم را میسوزاند آقا بیشتر از همیشه
دلتنگم آقا...دلتنگ...دلتنگ...



ادامه مطلب
[ سه شنبه 9 آذر 1395 ] [ 07:59 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

دلتنگتم

عاشقی دردسری بود نمیدانستیم
حاصلش خون جگری بود نمیدانستیم
پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم
شرط بی بال وپری بود نمیدانستیم
دلتنگتم آقا....



ادامه مطلب
[ جمعه 23 مهر 1395 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

کی گفته 1600کیلومتر فاصله؟

سلام مولای مهربان من
کی گفته من1600کیلومتر با شما فاصله دارم؟
من که دو شب پیش رو به حرم شما نشسته بودم
و زیارت نامه خواندم چشمانم را بسته بودم و
تا کنار پنجره فولاد وآن در مشبک دار داخل حرم
همان جایی که همیشه انجا مینشینم
آمدم...اما بعد از اینکه از اتاق رفتم حیاط
دوباره بیقرار شدم...
خیلی وقت ها چشم هایم را میبندم ومی آیم حرم
اما خیلی وقت ها هم بیقرار میشوم که بلند شوم
لباس بپوشم ودوان دوان بیایم حرم
شما بگو این بیقراری برای لباس پوشیدن
وسمت حرم امدن که خیلی وقت ها امانم را میبرد
را چه کنم؟



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 8 مهر 1395 ] [ 02:25 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

روز آخر مهمانی

سلام آقای خوبم سلام مولای مهربانم
10روز هست که در قم مهمان خواهر کریمه ات
هستم مهمانی خوش گذشت باورم نمیشود
باید چند ساعت دیگر قم را ترک کنم...
از خانم خواستم بطلبد یا بیام بمونم قم
کنار ایشون یا بیام مشهد کنار شما
من طاقت دوری ندارم....
تازه از حرم خواهر عزیزت رسیدم خانه
باورم نمیشود دیگر قرار نیست بروم حرم
چقدر خوش گذشت هر روز میرفتم حرم وچقدر
حالم وحال دلم خوب بود...باورم نمیود باید
دل بکنم وبروم...



ادامه مطلب
[ جمعه 26 شهریور 1395 ] [ 05:01 ب.ظ ] [ زائرحرم ]

پشتیبانی